روایتی از سرزمین بلتستان

در میان قله‌های افسانه‌ای قراقرم و دره‌های تاریخی بلتستان، داستانی کمتر شنیده‌شده از پیوند کوه، فرهنگ و کتاب جریان دارد؛ داستانی که از سفر تاریخی دوکِ آبروتسی و فیلیپو دِ فیلیپی در آغاز قرن بیستم آغاز می‌شود و امروز با تلاش محمد عبده، مترجم و کوه‌پیمای پاکستانی، در قالب ترجمهٔ سفرنامه‌ها و آثار کلاسیک، بار دیگر به زبان اردو روایت می‌شود؛ روایتی از سرزمینی که در آن هر قله، هر دره و هر جاده، صفحه‌ای از تاریخ و تمدن را در خود نهفته دارد.

دوکِ آبروتسی، بلتستان و محمد عبده

مقدمه

بلتستان، سرزمینی در شمال شبه‌قاره و در پیوند تاریخی با کشمیر، امروز در محدوده جغرافیایی پاکستان قرار دارد و در مجاورت مناطق کوهستانی چین و هند واقع شده است؛ سرزمینی که قله‌های سر به فلک کشیده قراقرم، دره‌های ژرف، رودخانه‌های خروشان و فرهنگ دیرپای آن، همواره نگاه جهانگردان، شرق‌شناسان، کوهنوردان و پژوهشگران را به سوی خود کشانده است.

اما بلتستان تنها یک جغرافیای کوهستانی نیست؛ این سرزمین، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های فرهنگی و تمدنی شمال شبه‌قاره به شمار می‌رود. پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و مذهبی مردم این منطقه با ایران و فرهنگ ایرانی، چنان گسترده و ریشه‌دار است که بلتستان را در میان علاقه‌مندان به فرهنگ و تاریخ این منطقه، «ایران صغیر» نامیده‌اند. این سرزمین همچنین از معدود مناطق جهان است که اکثریت بسیار بزرگی از جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند؛ مردمی که پیوندی عاطفی، فرهنگی و معنوی عمیق با ایران و میراث تمدنی آن دارند.

در چنین جغرافیایی، کوه‌ها تنها شاهد خاموش تاریخ نیستند؛ بلکه هر دره و گردنه، هر رودخانه و قله، داستانی از سفر، اکتشاف، فرهنگ و تمدن را در دل خود پنهان کرده است. از سفرهای تاریخی دوکِ آبروتسی و فیلیپو دِ فیلیپی گرفته تا تلاش‌های فرهنگی و ادبی محمد عبده برای بازگرداندن این میراث مکتوب به زبان اردو، همه‌وهمه بخشی از داستان بزرگ بلتستان است؛ داستانی که هنوز بسیاری از فصل‌های آن برای نسل امروز ناشناخته باقی مانده است.

 در سال ۱۹۰۹ میلادی، هیأتی از بریتانیا عازم منطقه بلتستان شد. هدف اصلی این هیأت، صعود به قله کی۲(دومین بلند ترین قله جهانی ) بود و سرپرستی آن را پرنس لوئیجی آمادئو بر عهده داشت؛ شخصیتی که به نام «دوکِ آبروتسی» شهرت داشت. در کنار او، پزشک، کوهنورد و دانشمند نامدار، فیلیپو دِ فیلیپی نیز حضور داشت. دوکِ آبروتسی از خاندان سلطنتی ایتالیا بود. بر اساس اطلاعات دانشنامه بریتانیکا و ویکی‌پدیا، «دوک در واقع عنوانی اشرافی در اروپا است که معمولاً پس از شاهزاده یا پادشاه، بالاترین مرتبه را دارد.»

در سال ۱۹۵۴، یک تیم کوهنوردی ایتالیایی برای نخستین بار موفق به صعود به قله کی۲ شد. در سال ۲۰۰۴، پنجاهمین سالگرد این پیروزی جشن گرفته شد و در همین مناسبت، لینو لاسِدِلی، تنها کوهنوردِ زنده‌مانده از فاتحان آن صعود تاریخی، به سکردو آمد و سپس تا کمپ اصلی کی۲ پیش رفت.

از دوکِ آبروتسی تا محمد عبده؛ روایت یک قرن عشق به قراقرم، بلتستان و میراث مکتوب آن

پس از آن، با تأمین مالی ایتالیا و با همکاری آی‌یوسی‌اِن و ای‌کی‌سی‌اِس‌پی، مدرسه‌ای با معماری سنتی و با مشارکت جامعه محلی در سینکهورِ مرکز منطقه شِگَر ساخته شد که به افتخار دوکِ آبروتسی، «مدرسه دوکِ آبروتسی» نام گرفت.

اما اکنون به فیلیپو دِ فیلیپی بپردازیم. او نیز ایتالیایی بود و در عین آن‌که پزشک و دانشمندی برجسته به شمار می‌رفت، علاقه فراوانی به کوهنوردی داشت. وی در جریان سفر و اکتشاف سال ۱۹۰۹، به عنوان پزشک و دانشمند به بلتستان آمد و در ارتفاعات قراقرم، همگام و همراه دوکِ آبروتسی پیش رفت.

فیلیپو دِ فیلیپی در سال ۱۹۱۴ میلادی برای دومین بار به بلتستان آمد و جزئیات هر دو سفر و اکتشاف او در قالب دو کتاب باشکوه منتشر شد؛ آثاری که در جهان کوهنوردی جایگاهی کلاسیک دارند. ثبت و به تصویر کشیدن مناظر و صحنه‌های این دو سفر نیز بر عهده عکاس نامدار و شهیر، ویتوریو سلا، بود و عکس‌های باشکوه سیاه‌وسفید او هنوز هم شهرتی فراگیر دارند.

اکنون این پرسش مطرح می‌شود که میان محمد عبده، اهل فیصل‌آباد، و دوکِ آبروتسی چه ارتباطی وجود دارد و او چه نسبتی با نوشته‌ها و قلم فیلیپو دِ فیلیپی دارد؟

برای پاسخ به این پرسش، باید لایه‌های پنهان در شخصیتِ ظاهراً ساده محمد عبده را کاوید؛ آن‌گاه با شخصیتی شگفت‌انگیز روبه‌رو می‌شویم. در وجود او، از یک سو رنگ و روح یک ماجراجو و کوهنورد به‌روشنی نمایان است و از سوی دیگر، او مردی صاحب قلم و اهل کتاب و نوشتار است.

از دوکِ آبروتسی تا محمد عبده؛ روایت یک قرن عشق به قراقرم، بلتستان و میراث مکتوب آن

محمد عبده اصالتاً اهل فیصل‌آباد است، اما اکنون اقامتگاهش کره جنوبی است. دل او در آنجا گرفتار زلفِ گره‌گیرِ کسی شد و همان‌جا ماندگار گردید. با این حال، او در دره‌دره و گردنه‌گردنه قراقرم و هیمالیا، بارها پای به راه نهاده و رنج سفر و کوه‌پیمایی را به جان خریده است. حاصل این شور و شیدایی، در قالب چندین سفرنامه به عرصه ظهور رسیده است.

افزون بر این، ترجمه تاریخ‌های کهن کوهنوردی، سفرنامه‌ها و مقالات مرتبط با این حوزه و رساندن آن‌ها به دست علاقه‌مندان، به شور و جنونی برای او تبدیل شده است. ما مردم گلگت‌بلتستان، به‌ویژه از آن جهت، سپاسگزار ویژه او هستیم که روند ترجمه کتاب‌های بسیار مهم شرق‌شناسان و کوهنوردان نامدار درباره این منطقه را به زبان اردو آغاز کرده است.

در میان این آثار، ترجمه کتاب «Blank on the Map» اثر اریک شیپتون با عنوان «آن‌سوی خلأ»، ترجمه «Among the Karakoram Glaciers» با عنوان «در میان یخچال‌های قراقرم» و اثر بلندپایه «اکتشاف قراقرم» جای دارند.

تازه‌ترین کتابی که محمد عبده ترجمه کرده، «Karakorum and Western Himalaya 1909» »قراقروم و همالیای غربی« اثر فیلیپو دِ فیلیپی است؛ سفرنامه‌ای پژوهشی و شرح ماجراجویی‌های یک سفر اکتشافی که از کشمیر، دراس، لداخ و دره سند آغاز می‌شود، از اسکردو می‌گذرد و تا ارتفاعات و قله‌های کی۲ و برود پیک(یکی دیگر از قله های قراقروم) امتداد می‌یابد.

در سال ۱۹۰۹، رهبری این سفر اکتشافی را دوکِ آبروتسی بر عهده داشت. این گروه کوهنوردی از سرینگر، از مسیر زوجی‌لا، وارد دراس شد و سپس از طریق کارگل و در مسیر کَهرمنگ، به سکردو رسید.

این کاروان در چومکِ سکردو، با استفاده از قایق، از رود سند عبور کرد و سپس با اسب تا داسو در شِگَر به راه خود ادامه داد. از داسو به بعد، مسیر آنان تا قله‌های یخ‌پوش برالدو، پیاده بود.

از دوکِ آبروتسی تا محمد عبده؛ روایت یک قرن عشق به قراقرم، بلتستان و میراث مکتوب آن

در طولتیِ کَهرمنگ، راجای کَهرمنگ به استقبال آنان آمد؛ در گول‌ تهورگو، راجای سکردو و در لَمسه شِگَر، راجای شِگَر چشم‌به‌راه آنان بودند. در هر سه منطقه کَهرمنگ، سکردو و شِگَر نیز به افتخار دوکِ آبروتسی، مسابقات چوگان برگزار شد که شماری از تصاویر مهم این رقابت‌ها نیز در کتاب به چاپ رسیده است.

مسیر انتخاب‌شده از سوی دوکِ آبروتسی، هنوز هم با نام «آبروتسی ریج» شناخته می‌شود و بسیاری از کوهنوردان برای صعود به کی۲، تلاش خود را از همین مسیر آغاز می‌کنند.

محمد عبده، از آنجا که خود یک ترکِر(کوهنورد) حرفه‌ای است و بارها به ارتفاعات گوناگون قراقرم صعود کرده، و از سوی دیگر نویسنده نیز هست، چه در سفرنامه شخصی خود و چه در ترجمه یک سفرنامه کهن و مشهور، با ظرافت‌ها و جزئیات سفر به‌خوبی آشنایی دارد و هنر بیان آن‌ها را نیز به‌خوبی می‌داند.

چه سفرنامه‌هایی که خود نوشته باشد و چه آثاری که ترجمه کرده باشد، محمد عبده شیفته بازی با واژه‌ها نیست؛ بلکه هنرِ پرداختگی در عین سادگی را به‌خوبی می‌شناسد.

نکته‌ای خاص و شایان توجه این است که او در ثبت و ضبط املای اصیل نام‌های مکان‌های محلی، دقت و احتیاط فراوانی به خرج می‌دهد و در این زمینه نیز تا حد زیادی موفق بوده است؛ هرچند در این ترجمه جدید، املای برخی از مکان‌ها همچنان نیازمند بررسی و اصلاح باقی مانده است.

خبر دیگری که از پشت پرده به دست آمده، این است که محمد عبده ترجمه اردوِ کتاب

 «Travels in Kashmir, Ladakh and Iskardo» اثر جی. تی. وین، نخستین گردشگر غربی که در سال ۱۸۳۵ میلادی به بلتستان و آستور سفر کرد، نیز به پایان رسانده است. اما کار او تنها به همین اثر محدود نمی‌شود؛ بلکه ترجمه پانزده کتاب مهم دیگر را نیز به پایان رسانده و این آثار اکنون برای انتشار، چشم‌انتظار توجه و مساعدت مسئولان و صاحبان اختیار هستند.بر دانشگاه بین‌المللی قراقرم و دانشگاه بلتستان، به‌عنوان دو مرکز مهم علمی و دانش‌پژوهی گلگت‌بلتستان، و همچنین بر اداره گردشگری و دیگر نهادهای خصوصی، شایسته و بایسته است که از این شخصیت فرهنگی و علمی قدردانی کنند و با انتشار کتاب‌های مهمی که او ترجمه کرده است، زمینه آشنایی نسل جدید را با تاریخ و تمدن خویش فراهم آورند.[1]

از دوکِ آبروتسی تا محمد عبده؛ روایت یک قرن عشق به قراقرم، بلتستان و میراث مکتوب آن

جمع‌بندی

داستان بلتستان، تنها داستان صعود به قله‌ها نیست؛ داستان کشف انسان، فرهنگ و تاریخ در سرزمینی است که کوه‌هایش بلند و حافظه تاریخی‌اش ژرف است. در این میان، ترجمه آثار تاریخی و سفرنامه‌های کهن، نقشی فراتر از یک فعالیت ادبی دارد؛ زیرا ترجمه، پلی است میان گذشته و امروز و راهی برای بازگرداندن بخشی از تاریخ یک سرزمین به حافظه نسل‌های جدید.

تلاش محمد عبده در ترجمه آثار مهم مربوط به قراقرم، بلتستان و هیمالیا، از همین منظر اهمیتی ویژه دارد. او تنها واژه‌ها را از زبانی به زبان دیگر منتقل نمی‌کند؛ بلکه بخشی از تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و حافظه جمعی یک سرزمین را به خوانندگان اردوزبان معرفی می‌کند. از این رو، حمایت از چنین تلاش‌هایی، تنها تقدیر از یک مترجم و نویسنده نیست؛ بلکه پاسداشت تاریخ و هویت فرهنگی بلتستان و فراهم‌کردن زمینه آشنایی نسل آینده با میراث مکتوب سرزمین خویش است.

اگر دانشگاه‌های مهم منطقه، نهادهای فرهنگی، اداره گردشگری و مؤسسات نشر و پژوهش به این گنجینه ارزشمند توجه کنند، بسیاری از آثار مهمی که امروز در انتظار انتشار هستند، می‌توانند در دسترس پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان قرار گیرند. چه‌بسا این کتاب‌ها بتوانند بار دیگر بلتستان را نه‌تنها به‌عنوان سرزمین قله‌های بلند، بلکه به‌عنوان سرزمین تاریخ، فرهنگ و ادبیات، به جهان معرفی کنند.

از دوکِ آبروتسی تا محمد عبده؛ روایت یک قرن عشق به قراقرم، بلتستان و میراث مکتوب آن

نویسنده: عاشق فراز، نویسنده و روزنامه‌نگار پاکستانی، از چهره‌های فعال در حوزه فرهنگ، تاریخ و مسائل اجتماعی و منطقه‌ای است. او در نوشته‌های خود، با نگاهی دقیق و ادبی، به معرفی چهره‌ها، رویدادها و میراث فرهنگی مناطق مختلف پاکستان می‌پردازد و در آثارش، پیوند میان تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و زندگی انسان‌ها جایگاهی برجسته دارد. مقاله حاضر نیز نمونه‌ای از نگاه فرهنگی و پژوهشگرانه او به تاریخ بلتستان، جهان کوهنوردی و نقش ترجمه در حفظ و انتقال میراث مکتوب این سرزمین است.
 

منابع: روزنامه جنگ یکی از باسابقه‌ترین و تأثیرگذارترین روزنامه‌های اردوزبان پاکستان است که طی دهه‌های متمادی، در عرصه اطلاع‌رسانی، فرهنگ، ادبیات و تحلیل مسائل اجتماعی و ملی این کشور نقش مهمی ایفا کرده است. انتشار چنین مقاله‌هایی در صفحات فرهنگی و ادبی این روزنامه، فرصتی ارزشمند برای معرفی میراث تاریخی و فرهنگی مناطق کمترشناخته‌شده پاکستان و برجسته‌سازی تلاش‌های نویسندگان، مترجمان و پژوهشگرانی است که برای حفظ و انتقال این میراث به نسل‌های آینده فعالیت می‌کنند.

از دوکِ آبروتسی تا محمد عبده؛ روایت یک قرن عشق به قراقرم، بلتستان و میراث مکتوب آن

 

[1] . https://jang.com.pk/news/1599740
https://archive.org/details/dli.pahar.2681

کد خبر 26717

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =